روش انفرادی
الگو های انفرادی
دنیا از آغاز کودکی به ما نقش می دهد.محیط اجتماعی به ما زبان می آموزد ،به ما چگونه رفتار کردن را یاد می دهد ، ویرایمان دوست داشتن را فراهم می آورد .اما خود هایمان همواره به خود شکل می دهند ومحیطهای درونیشان را می آفریننند.هریک از ماهویت خود رادرون این دنیا ها خلق می کنیم .شخصیت های ما مداومت مشخصی از اوان زندگی را در خود دارد (وایت ،1980 ) (بروس جویس ،مارشا ویل(1384)الگوهای تدریس ، ترجمه دکتر محمد رضا بهرنگی ،انتشارات کمال تربیت 341 )
هنوز هم استعداد های بسیاری برای تغییر داریم ،می توانیم با دامنه گسترده فضا ها ومحیط های فیزیکی خودر اسازگار کنیم . بدون دیگران کامل نمی شویم . میتوانیم دوست بداریم ودوستمان بدارند وشاید با آن بتوانیم به بیشترین رشد خود دست یابیم.(همان منبع )
الگوهای انفرادی تدریس هدفهای مشترکی دارند:
اول با بهبود اعتماد به نفس وایجاداحساس واقعگرااز خویشتن وابراز عکس العملهای همدلانه به دیگران شاگردان را به سوی سلامت عاطفی وعقلی بیشتر هدایت می کنند .
دوم به آموزشی که بر گرفته از نیاز ها وتمایلات خود شاگردی است می افزایند وشاگردان را چون عضوی موثر در تصمیم گیری برای انتخاب مطلب یادگیری ونحوه یاد گیری خود به حساب می آورند
سوم انواع خاصی از تفکرات کیفی مانند خلاقیت وابراز نظر فردی را رشد می دهند .(همان منبع )
ازاین الگو ها می توان به چهار طریق استفاده کرد
1- می توان الگوهای انفرادی را به عنوان الگوهای عمومی تدریس حتی برای طرح آموزشی که فلسفه آموزش غیرمستقیم را به عنوان محور اصلی یا رویکرد عمده آموزشی خود می پذیرد به کار برد
2- می توان الگو های انفرادی را به عنوان چاشنی سایر الگوها برای تنظیم محیط مناسب یادگیری بکار برد به عبارت دیگر می توان از این الگوها برای توجه به کیفیات و احساسات فردی دانش آموزان ، فراهم آوردن فرصت های مناسب برای مشارکت آنها با ما وبرقرار ساختن ارتباط مثبت با آنها استفاده کرد .
3-می توانیم از خواص یگانه این الگوها برای مشورت دهی به شاگردان در هنگامی استفاده کنیم که بخواهیم به شاگردان کمک کنیم تا با دنیای بیرون خود کامل تر ومثبت تر ارتباط بر قرار سازند .
4-می توان برنامه درسی ، دروس مختلف را بر محور شاگردان تنظیم کرد . روشهای تجربی در آموزش خواندن
به طور مثال ،داستانهای که دانش آموزان نقل می کنند به عنوان مطالب اولیه برای خواندن استفاده کرد .
(بروس جویس ،مارشا ویل(1384)الگوهای تدریس ، ترجمه دکتر محمد رضا بهرنگی ،انتشارات کمال تربیت، ص341-342 )
خانواده الگوهای انفرادی ( فردی )
این الگو برای پرورش وایجاد ویژگیهای شخصی بکار می رود،یعنی آن خصلت هایی که دانش آموزان را یاری می دهد تا زندگی ثمر بخشی داشته باشند .مهارتهای مه با این الگو ها پرورش می یابند عبارتند از :
خود پنداره یا تصوراز خویشتن (self-concept)خود آگاهی ، خلاقیت و فر شناخت .
یکی از فعالترین سطوح نو آوریهای آموزشی و پرورشی در دهه های اخیر فردی کردن آموزش بوده است و برای این فنون متنوعی که با تفاوتهای فردی افراد سازگار باشند به وجود آمده است . از مطالعات انجام شده در این زمینه چنین نتیجه گیری شده است که هیج فن یا روشی برای آموزش فردی به تنهایی در تمام موقعیت ها مناسب نیست .اینکه چه فنی با موفقیت همراه می شود به مجموعه متغیر هایی بستگی دارد که در یادگیری دخالت دارند.. مهمترین اینگونه عوامل عبارتند از ؛نوع هدف هایی که دنبال می شوند ،سطح توانایی یادگیرنده ،تعداد دانش آموزان کلاس ، نوع ومقدار وسایل موجود ، مهارت وتوانایی معلم ,ووسعت و دامنه تفاوت های فردی دآنش آموزان .(صفوی ، امان اله ،کلیات روشهاوفنون تدریس ،دفتر تحقیقات وبرنامه ریزی ، تهران )
روش های خانواده انفرادی
برخی از روشهای این خانواده به شرح ذیل است :
1-یاد گیری در گروههای کوچک متجانس
2-همکاری معلمان در آموزش افراد
3-مواد و مطالب درسی سیستمها (نظامها )و وابسته های فردی
4-نظم و ترتیب فیزیکی کلا سهای درس
5- روش آموزش غیر مستقیم ( همان منبع )
همکاری در گروهای کوچک :جایگزینی برای تمرین انفرادی
استفاده از همکاری در گروهای کوچک در جریان تمرین ومرور بخشی از دروس روش جایگزینی برای تمرین انفرادی است . این روش در سال های اخیر شهرت یافته ودر بسیاری از کشور ها مانند ایالات متحده امریکا پژوهش های بسیاری را دامن زده است ( اسلاوین، 1996) البته در کشور های دیگر مثل انگلستان هنوز این روشآن طور که باید استقبال نمی شود اخیرا در مطالعه ای در مدارس ابتدایی به این نتیجه رسیدیم که کمتر از ده درصد از وقت درس صرف کار گروهی می شود ( مویس و رینولدز ،1999 ). (دانیل مویس –دیوید رینولدز،روش تدریس کار آمد ،مترجمان محمد علی بشارت ،حمید شمسی پور ،تهران ، رشد ، 1384 ).
آموزش انفرادی ( مقاله از سایت www.noormags.com)
یکی از فنون آموزشی که در دهه های اخیر ،بیشتر به آن توجه شده ، انواع روشهای آموزش انفرادی است .آموزشهای انفرادی یکی از انواع چند گانه یروش های آموزشی است که به کار گیری آن نتیجه های بسیار مثبت داشته است . این شیوه ی آموزش ، از زمانهای بسیار دور ودر اغلب کشور ها ، در کنار سایر روشهای سنتی استفاده می شده است .
طبق شواهد تاریخی این روش مهم ترین راه برای تعلیم اشراف زادگان اروپایی وبسیاری از بزرگان علم وادب بوده است (نوروزی ودیگران ،1377 ، ص 137-186 ) اگرچه دلایل کاربرد این روش در گذشته و امروز متفاوت است ،بررسی سابقه یتاریخی آن می تواند مانند بسیاری از موارد مشابه تجربه های گران بهای در اختیار علاقه مندان قرار دهد .در چند دهه ی اخیر ،باتوجه به پیشرفت های عمده ای که در اختیارزمینه ی روان شناسی تربیتی صورت گرفته ، دقت در تفاوت های فردی فراگیران و به کار گیری آن در آموزش ، تحول عمده ای در آموزش وپرورش ایجاد کرده و رویکرد های جدیدی در امر تدریس و فعالیت های معلمان به وجود آورده است
اگر چه در سالیان گذشته، به علت نا اشنایی معلمان و مربیان با تفاوت های فردی روش های یکسان و انعطاف ناپذیری برای یادگیری تمام دانش آموزان ، در یک کلاس استفاده می شد، امروزه این امر به شدت نهی و ثابت شده که هر فرد با دیگری از بسیاری جهات تفاوت دارد و کاربرد فرایندی خاص برای تربیت همه ی افراد مناسب نیست ، بنابراین ، دانش آموزان یک کلاس گرچه از نظر فضای فیزیکی ، در یک مکان گرد هم می آیند ، هیچ یک از آنها نمی تواند مثل دیگری یاد بگیرد، از این رو، پرداختن به تفاوت های فردی و تهیه و تنظیم آموزش های مناسب هر فرد (تا آنجا که ممکن است.) باید بصورت یک اصل مهم ، در راس فعالیت های تربیتی قرار گیرد. بدست آوردن سوابق تاریخی آموزش انفرادی ، در کشور خودمان و تلفیق آن با یافته های جدید علم روان شناسی راهی است که می تواند به تحقق این مهم کمک نماید.
تاریخ تعلیم و تربیت هر ملتی ، در کنار سایر اجزای تاریخی آن حرکت کرده ، فراز و فرودهایی گذرانده است. آموزش و پرورش ناآگاهانه و غیر نظام دار، به تدریج و با توجه به موقعیت موجود، به سوی نظام مندی پیشرفته است و سازمان های آموزشی ، روشها، قوانین و مواد آموزشی به وجود آورده و پیشرفت کرده است.
در تاریخ تعلیم وتربیت ایران ،این فراز ونشیب ها ،در تمامی دوران های تاریخی وجود داشته واز ابتدا تا امروز ،مراحل متفاوت و طولانی تاریخ را پیموده است .به نوشته ی بسیاری از مورخان تعلیم وتربیت و صاحب نظران ،تربیت هم زمان با انسان متولد شده و مراحل گوناگ.نی داشته است ؛البته در کتابهای تاریخی تقسیم بندی هایی وجود دارد .
معمولا از نویسندگان ،به طور جزئی،هریک از بخشهای مختلف دوره های تاریخی رامطالعه کرده ،اوضاع آموزش وپرورش انفرادی آن زمان را به طور ویژه ، در اختیار خواننده قرار می دهند که در این نوشته ، جایگاه آموزش های انفرادی در سه دوره تاریخی با عناوین ایران باستان ، ایران بعد از ورود اسلام و نظام آموزش وپرورش جدید ایران بررسی می شود
ایران باستان و جایگاه آموزش انفرادی
در ایران باستان ، معمولا مطالب به صورت شفاهی آموخته می شد ؛زیرا قرن ها کاغذ وجود نداشت. از حفظ کردن،طریقه فرا گرفتن درس های دینی وشعر های مذهبی ، به ویزه گات های زرتشت یا سرود های مقدس بود ( صدیق 1336،ص73 ) «برنامه و روش آموزش ، در این دوره چنان بود که علاوه بر خواندن ونوشتن ،به نو آموزان تعلیمات اخلاقی و اجتماعی نیز می آموختند. شاگردان برای یاد گرفتن و حفظ کردن بند های طویل مذهبی ،همه باهم ،با آهنگ می خواندند» ( حکمت ،1350 ،ص361 )
تا قبل از اختراع خط ،مهمترین روش آموزش حفظ کردن مطالب و اشعار مذهبی اوستا بوده و به تدریج ،با اختراع خط آموزش خواندن ،نوشتن و حساب کردن به آن اضافه شده است .«از نیمه ی هفتم قبل از میلادکه طبق تاریخ ایران گیرشمن الفبای میخی ،در ایران معمول گردید وزبان فرس قدیم ،بر الواح زرین وسیمین وگلی یا بر گتیبه ها برسینه ی کوه ها نوشته شدخواندن ونوشتن وحساب کردن را در آموزشگاه می آموختند » ( صدیق ،1336 ،ص 68 ). در این آموزش ها با تاکید بر حافظه ،از روش های مشاهده وعمل استفاده می شد.
«مواد درسی که در آموزشگاه ها تدریس می شد ،در درجه ی نخست موضوعات دینی بود . دروس مختلف مانند خواندن ، نوشتن ، حساب وعلم اشیا از دروس اساسی بود که توام با مشاهده و عمل یاد داده می شد
در ایران باستان ، پس از آموختن الفبا و خواندن و نوشتن که برنامه ی آن برای همه ی نوباوگان و کودکان ، از هر دسته وطبقه یکسان بود، در مراحل بالاتر ، بر حسب موقعیت اجتماعی خانواده های دانش آموزان ، رشته ی درسی وشیوه های اموزش ومحل آن متفاوت بود وهر شاگردی به فرا خور حال وطبقه ای که بدان منتسب بود ، آموزش مخصوصی می دید »
آموزش های فردی در خانواده
در تاریخ تعلیم و تربیت ایران باستان ، خانواده مهمترین عامل تربیت بوده است. خانواده ها سجایای ملی را آموخته ، حفظ می کردند . فعالیت فوق العاده ای ایرانیان در دنیای قدیم و فرمانروایی آنان دراعصار گذشته مرهون تربیت خانوادگی ایشان بوده است ( بیژن ،1350،ص9 ) خانواده مهمترین سازمان یا جایگاهی بوده که در ایران باستان ،از لحاظ تعلیم وتربیت مد نظر بوده است .«نخستین بخش تربیت در خانه آغاز می شد و متصدی آن زنان بودند. به پسران اهمیت خویشتن داری وبه دختران فنون خانه داری را تعلیم می دادند . به پسران در پنج سالگی مقدمات دین آموخته می شد ودر پانزده سالگی ، مرحله دیگر تربیت آغاز می شد که در آن ،به تعلیم نظامی توجه خاص می شد ( درانی 1381،ص 53 )
در طبقات متوسط وبالای جامعه ،کودک بعد از آموختن تعالیم خانوادگی که به صورت فردی بوده ، وارد مراحل بعدی تعلیم وتربیت ، در آموزشگاههای ویژه ای طبقه ای خود می شد و از آن به بعد، بیشتر تحت تعالیم جمعی وگروهی بود تا زمانیکه فرصت تعالیم تخصصی ، در مراحل بالای آموزش ایجاد می شد ؛اما در بین توده ی مردم ،این تعالیم خانوادگی تا مراحل بعدی ادامه می یافت وشخص تحت همین تعالیم حتی شغل آینده خویش را فرا می گرفت
آموختن شغل و حرفه پدر به پسر یا استادبه شاگرد جنبه موروثی و انفرادی داشت «کودکان معمولاشغل پدر را می آموختند تا جانشین او شوند ؛زیرا معتقد بودندکه از پدر استعداد شغل را به ارث برده اند وسعادت جامعه در این است که آن راپیش گیرند » اطفال طبقات بزرگر،صنعتگر ،پیشه ور وسوادگر با کار وشاگردی زیر دست پدر یا استاد حرفه اورا یاد می گرفتند. برای تربیت شغلی طبقات پایین تر احتمالا دولت اقدامی نمی کرد وپدر به پسر یا استاد به زیر دست ، پیشه ی هر صنفی را می آموخت .
بنا براین ، غالباتربیت فرد ، در خانواده وبه ویژه تحت نظر مادر اساس تعلیم وتربیت ایران باستان را تشکیل می داد
وبعد از او ، نقش پدر نیز در این زمینه پررنگ تر می شد « طبق پند نامه ی بزرگمهر ، طفل تا هفت سالگی در دامان مادر پرورش می یافت واز آن به بعد به معلم سپرده می شد مادر وظیفه سنگینی داشت ؛از یک طرف سعی داشت آداب و رسوم ملی را به طفل یاد دهد واز طرف دیگر می کوشید که اورا از معاشرت با هم بازی های نا باب منع نماید.
ایران اسلامی و جایگاه آموزش های انفرادی
پیروزی اعراب مسلمان بر ایرانیان ،در سال 642 میلادی بخش جدید و مهمی از تاریخ ایران وایرانیان را رقم زد و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران به وجود آورد.مردم ایران به دو دلیل عمده ای به راحتی اسلام را پذیرفتندوکمتر مقاومت کردند
1-اوضاع نا بسامان و آشفته ایران در اواخر حکومت ساسانیان که مردم را آماده پذیرفتن آیین جدید کرده بود .
2- ویژگی های منحصر به فرد دین اسلام که دنیای تازه ای را برای ایرانیان می آورد .
اسلام نظام طبقاتی را در هم کوبید ویکپارچگی را برای ایرانیان به همراه آورد، هر چند این وحدت ، در دوران های بعدی طول نکشید.
پس از ورود اسلام به ایران موانع طبقاتی از بین رفت و فرا گیران دانش ، تا حدود زیادی از انحصار طبقات خاص جامعه در آمد . مر کز هاوسازمان های آموزشی جدیدی تاسیس شد وسیل عظیمی از مشتاقان تحصیل به این مر اکز گرویدند. یکی از انواع آموزش ها که در این دوران نیز ، جایگاه ویژهای داشته در کنار آموزشهای جمعی نقش بسیاری در تعلیم وتربیت ایفا می کرد ،آموز ش های خصوصی و انفرادی بود که به طور کلی ، به سه شکل آموزشهای خصوصی شاهزادگان ، آموزش فردی در مکتب ها و آموزش های خصوصی برای زنان و دختران به کار می رفت .
ایران معاصر و آموزش های انفرادی
در چند دهه اخیر ، به دنبال تحقیقات و یافته های روان شناسی تربیتی تغییراتی در دیگاه های تعلیم وتربیت دنیا به وجود آمد که روشهای آموزشی سنتی را تا حدودی ، منسوخ وتوجه به روش های جدید را ضروری ساخت. پیشرفت های روان شناسی در قرن بیستم باعث شد دست اندر کاران تعلیم وتربیت به تفاوت های فردی کودکان در امر آموزش وپرورش و یاد گیری ، بیش از پیش توجه و برای ایجاد فرصت های مساوی آموزشی باتوجه به نیاز های کودکان و تفاوتهای آنان در فعالیت هی ذهنی راه یایی جست وجو کنند تا هر کودک و بزرگسال به تناسب توانایی های خود آموزش ببیند .
به کار بردن روش های آموزش انفرادی از قبیل آموزش با کامپیوترو آموزش برنامه ای و محقق ساختن اهداف مربوط به آن مستلزم برنامه ریزی همه حانبه و امکانات ویژه ای است که در نظام آموزش وپرورش کشور ما هنوز نبوده ، تا حدود بسیاری از روش های گذشته استفاده می شود ؛ اما ، در مواردی که استفاده از آموزش های گروهی و دسته جمعی به شکل معمول آن ممکن نباشد ،آموزش انفرادی در موقیعت خاصی ضرورت می یابد؛ برخی ازاین موارد عبارتند از :
1-دانش آموزانی که به علل مختلف ( مثلا بیماری های مسری ) نمی تواننددر کلاسهای درس رسمی مشارکت نمایند.
2-دانش آموزان معلول وعقب مانده های ذهنی و اجتماعی که ساز گار ی در کلاسهای درس را موقتا ندارند.
3-دانش آموزانی که از لحاظ فعالیتهای ذهنی پیشرفته هستند و کلاسهای درس عادی آنها را خسته می کند ؛ به عبارت دیگر ، کسانی که قدرت یاد گیری آنها از دانش آموزان متوسط کلاس بالاتر است و مطالب عادی را خیلی زود تر از موعد یاد می گیرند .
4- کلاسهای مدرسه های روستای که چند پایه در یک اتاق تشکیل و اصطلاحا مدرسه های یک معلمی یا یک اتاقی گفته می شود .در این کلاسها ، تعداد دانش آموزان هر کلاس به انداز ه ای نیست که به طور مستقل کلاس تشکیل گرددو ضرورتا، یک معلم به دانش آموزان چند پایه ی تحصیلی درس می دهد ؛ بنا براین استفاده از آموزش های انفرادی لازم می گردد. البته مراد از آموزش انفرادی تدریس یک معلم به یک نفر نیست
بلکه معلم به یک گروه پنج تا شش نفری از دانش آموزانی که حدود معلومات آنان به هم نزدیکتر است آموزش انفرادی تلقی خواهد شد .
5- دانش آموزانی که به عللی ، در خارج کشور بوده بعد از مدتی به ایران برگشته اند و لازم است با کلاسهای درس معمولی هماهنگ شوند
6-مواقعی که ضرورت پیدا می کند گروهی از دانش آموزان برای کار خاصی ، در فرصت معین تربیت شوند مانند شرکت دانش آموزان در المپیاد های ریاضی و فیزیک ومانند آنها
نتیجه گیری
کاربرد آموزش های فردی بر طبق معیار های تربیتی ،در میان انبوه تعالیم گروهی با انواع روش های موجود ، در موقعیتی که استفاده از تعالیم رسمی حق طبیعی و انسانی هر فردی است و درخواست مردم نیز برای آن ، با توجه به جمعیت بسیار واجب التعلیم کشور ، روز به روز افزایش می یابد، امری بسیار مشکل و غیر ممکن به نظر می رسد و نمی توان بدون برنامه ریزی دقیق ، آینده نگر و حساب شده به تمامی نیازها و کمبودها پاسخ گفت. سیر این نوع آموزش ها از تعالیم فردی ، در ایران باستان و معلمان خصوصی شاه زادگان و فرزندان اشراف تا تدریس های انفرادی دانش آموزان امروز به وسیله ی معلم خصوصی ادامه یافته ، در تمامی دوران تحولات آموزش و پرورش ایران کم و بیش ادامه داشته است. اگر چه آموزش های فردی ، روزگاری تقریبا تنها روش تعلیم و تربیت بود، امروز در حالی که وجود آن کنار سایر روش ها ضروری به نظر می رسد، بسیار فراموش شده است و موقعیت موجود امکان کاربرد آن را فراهم نمی سازد.
در کتاب های روش ها و فنون تدریس یا نظریه های یادگیری ، واژه های "آموزش انفرادی " ، :آموزش برنامه ای " ، "یادگیری در حد تسلط" ،"آموزش با کامپیوتر یا ماشین آموزشی" کاربرد وسیع دارد و در واقع ، به نتایج تحقیقاتی بر می خوریم که عملی بودن ، کاربرد وسیع و لزوم به کارگیری آنها را در آموزش و پرورش کشور های پیشرفته و صنعتی اروپا و آمریکا یاداوری میکند. ولی در هیچ منبعی ، در مورد کارایی یا عدم کارایی این روش ها ، در ایران نوشته ای دیده نمی شود. البته به کار گیری نتایج به دست آمده .در کشور های دیگر نیز نکات مبهم بسیاری را بر ما آشکار می سازد و می تواند راهگشا باشد ؛اما استفاده ازاین روش هاو تاکید بر آنها بدون انجام بعضی تغییرات اساسی در کل نظام ، نه تنها گره ای از مشگلات اموزشی نمی گشاید ، بلکه ممکن است زیان هایی به بار آورد بر همین اساس در مورد لزوم کاربرد این روش ها به شکل کنونی در خارج از نظام آموزش و پرورش و با اعمال تغییرات و گسترش یا چشم پوشی کامل از آن و هم چنین اثر بخشی آن در صورتی که در نظام آموزشی به کار رود با توجه به امکانات و ویژگی های موجود نمی توان به طور قاطع پاسخ داد و آن را اثبات یا انکار کرد.
بررسی تاریخی آموزش انفرادی نشان داد که در هر زمان این روش تحت تاثیر عوامل خاصی بوده است . در دوران باستان ، به دلیل طبقاتی بودن جامعه و فراغت نداشتن قشری از مردم عملا آموزش همه ی اقشار ممکن نبوده است. در دوران پس از اسلام ، آموزش همگانی رشد جامعه را ممکن کرد آثار دنیای صنعتی غرب اهمیت این موضوع را دو چندان می کند و آموزش های جمعی اهمیت می بابد ولی باز هم جایگاه آموزش انفرادی باقی است اما نه در جایگاه روش آموزش برای قشری خاص ، بلکه در جایگاه یک روش آموزش مهم برای رشد توانمندی های ویژه و استعداد های خاص که به رویکرد تفاوت های فردی توجه دارد در مجموع باید گفت یافتن جوابی مناسب برای کار برد آموزش انفرادی مستلزم تحقیقات همه جانبه ، ایجاد امکانات و ابزار ها و دانش های لازم و برنامه ریزی های دراز مدت است تا بتوان با دست یافتن به یک نگرش کلی ، به رفع این مشکل به عنوان جزئی از یک کل بزرگ اقدام نمود ؛ ولی آنچه مسلم است ، ضرورت استفاده از این روش هاست که باید در برنامه های آموزشی گنجانده شود.
( مقاله تحلیلی بر جایگاه آموزش انفرادی ،رضا علی نوروزی ،حسنعلی بختیارنصر آبادی ،1387 ، مرکز تحقیقات علوم انسانی ،سایت ) www.noormags.com)
آموزش انفرادی بر اساس دیدگاه اسکینر
با پیشرفت روانشناسی یادگیری و ظهور دیدگاه های جدید در آموزش،اسکینر در مقاله ای تحت عنوان «علم یادگیری و هنر تدریس» ضمن نقد روش های سنتی آموزشی و تحلیل مشکلات موجود در فرایند یاد دهی -یادگیری ، در نهایت ، روش «آموزش برنامه ای» را برای حل معضلات آموزشی تجویز کرد.
اصطلاح «آموزش برنامه ای» معمولا برای توصیف محتوایی منظم و خود آموز به کار برده می شود که بتوان بدون نیاز به حضور معلم، به طور خود آموز موجب یادگیری شود.بر اساس این تعریف تمام کتابهای درسی نوعی مواد آموزشی برنامه ریزی شده به حساب می آیند. اما تعریف فنی این اصطلاح گستره ی آن را محدود می سازد. در تعریف فنی آموزش برنامه ای آموزشی انفرادی است که می کوشد یادگیری را با نیاز دانش آموز هماهنگ سازد. این روش بر اساس مجموعه ای از هدف های رفتاری طراحی و مواد آموزشی به واحد هایی کوچک تحت عنوان چها چوب یا گام تقسیم می شود.در هر گام تکلیفی مشخص شده است که دانش آموز از طریق مطالعه یا انجام آنها به هدف های مورد نظر دست می یابد. گام ها باید بر اساس رفتار ورودی دانش آموزان نوشته و تنظیم شوند،به طوری که هر گام معلومات جدیدی بر معلومات قبلی دانش آموزان اضافه نماید. برخی سیدنی پرسی را پدر آموزش برنامه ای می دانند.او اولین کسی بود که ماشین تدریس را اختراع کرد.ماشین تدریس دستگاهی حاوی فهرستی از مطالب آموزشی بود که در اثر حرکت جا به جا می شد، و یادگیرنده می توانست به طور متوالی محتوای تنظیم شده را از طریق دریچه ای کوچک مشاهده یا مطالعه کند.ماشین تدریس، محتوای آموزشی را همراه با سوال های چهار گزینه ای ارائه می داد. این دستگاه توانست تحرک و انگیزه ی چندانی در چرخه ی آموزشی به وجود آورد. شاید دلیل عدم تحرک و مقاومت افراد در مقابل نو آوری،شرایط وخیم اقتصادی آن زمان بوده باشد. فردی که بعد ها بیشترین هیجان و تحرک را در زمینه ی آموزش برنامه ای به وجود آورد بی.اف.اسکینر بود که آموزش برنامه ای وی حول محو ر شرطی شدن فعال طراحی و تنظیم شده بود.در واقع او مشهور ترین و منظم ترین کاربرد دانش نظری را در جنبه های عملی آموزش ارائه داد.آموزش برنامه ای اسکینر دارای مزایای زیر بود:
1-در هر نوبت،توجه دانش آموزان روی میزان کمتری از مطالب درسی متمرکز می شد .
2 -با فعال بودن دانش آموز در پاسخگویی به هر سوال یادگیری تسهیل می شد.
3-دانش آموز با دریافت فوری باز خورد، تقویت می شد و می توانست اشتباهاتش را اصلاح کند.
آموزش برنامه ای را می توان به دو صورت خطی و شاخه ای عرضه کرد.
در آموزش برنامه ای خطی، گام های مربوط به یک برنامه، به صورت خطی به دنبال هم قرار می گیرند. دانش آموزان باید تمام گام ها را مطالعه کنند و قدم به قدم پیش بروند. مطالعه و فهم یک گام مستلزم یادگیری تمام مطالب گنجانده شده در گام های قبلی است.
در برنامه ریزی خطی اصول ذیل باید رعایت شود:
1-دانش آموزان فعالانه در برنامه شرکت کنند و به مطالعه و پاسخ دادن بپردازند.
2-پاسخ های اولیه باید صحیح باشد و از پاسخ غلط جلوگیری شود.
3-باز خورد باید بی درنگ بعد از هر فعالیت ارائه شود.
4-برنامه باید سیر منطقی داشته باشد و از آسان به مشکل تنظیم شود
5-در هر گام نباید رابطه ی محرک-پاسخ مستقیما در اختیار دانش آموزان قرار گیرد.
6-دانش آموز باید تمام مراحل یا گام ها را طی کند و قدم به قدم پیش رود.
7-گام ها باید بسیار کوتاه باشند.
8-گام ها باید طوری تنظیم شوند که موجب درک مطلب شوند نه حافظه سپاری طوطی وار.
در آموزش برنامه ای شاخه ای، وقتی که دانش آموز یک گام را مطالعه کرد به سوال آن گام پاسخ می دهد و در صورت پاسخ صحیح، با انجام دادن تکالیف مشکل تر و پیشرفته تر به صورت خطی به کار خود ادامه می دهد،اما اگر پاسخ غلط باشد از خط مستقیم خارج و به گام های فرعی هدایت می گردد. در این نوع برنامه، گام های مستقیم را گام اصلی و گام های فرعی را گام جبرانی می نامند. هدف از گام های جبرانی این است که دانش آموز با دریافت اطلاعات اضافی،اشتباح خود را اصلاح کند و سپس به گام اصلی برگردد.
آموزش برنامه ای شاخه ای از چند جهت با آموزش برنامه ای خطی متفاوت است:
1- مراحل و گام های آموزش برنامه ای شاخه ای، طولانی تر از آموزش برنامه ای خطی است.
2- همه ی دانش آموزان دقیقا با یک روش برنامه را دنبال نمی کنند.دانش آموزانی که به تمام پاسخ ها جواب صحیح می دهند از کوتاه ترین راه ممکن به فعالیت خود ادامه می دهند.در غیر این صورت به گام های فرعی یا ترمیمی هدایت شده، مطالب شفاف تری را در برنامه دریافت می کنند،و در صورت موفقیت،دوباره به گام های اصلی بر می گردند.
آموزش برنامه ای آن گونه که اسکینر و طرفداران آن اعلام می کردند در عمل چندان موفق نبود.شرام با مرور 165 تحقیق در آموزش برنامه ای به این نتیجه رسید که هیچ شواهدی دال بر برتری این نوع برنامه با آموزش سنتی وجود ندارد.حتی بررسی های او نشان داد برنامه های کوتاهی که گام های آنها به طور تصادفی مرتب شده اند می توانند به اندازه ی برنامه هایی که به صورت منطقی تنظیم شده اند موثر باشند.همچنین بر اساس نتایج استخراج شده، آموزش برنامه ای نه تنها بهتر یا سریع تر از آموزش معلمان نیست بلکه توانایی لحاظ کردن تفاوتهای فردی دانش آموزان را ندارد،مگر اینکه از رایانه در آموزش برنامه ای استفاده شود. (fononetadris.blogfa.com)این وبلاگ متعلق به دانشجویان دوره کارشناسی رشته آموزش و پرورش دبستان و پیش دبستان ورودی 89 دانشگاه شیراز میباشد. هدف از راهاندازی آن ارتباط بهتر و بیشتر دانشجویان با یکدیگر و با استاد درس روشها و فنون تدریس میباشد.
یاد گیری انفرادی
معلمان می توانندبه جای تغییر نظم وآرایش گروه ها در مدرسه ، تا حد ممکن تفاوت های فردی دانش آموزان را در تدرس کلاسی در نظر بگیرند .یک راه برای انجام این کار این است که به تمام دانش آموزان احازه داده شود تا روی طرح ها یا کار برگ های از پیش فراهم شده ،مطابق با سرعت خوکار کار کنند و هر وقت آماده بودند به کار برگ ، صفحه یا تمرین بعدی بپردازند.بنابراین ،معلم با دور زدن در کلاس وکمک به دانش آموزانی که مشکل دارند وپاسخگویی به پرسش های آنها،در اصل یادگیری انفرادی را تسهیل می کند.این رویکرد به ویژه در کشور های انگلوساکسون آزمایش شده،اما راهبردی موثر برای تدریس تشخیص داده نشده است .(دانیل مویس،دیویدرینولدز،آموزش موثر، مترجمان . محمد علی بشارت .حمید شمسی پور. تهران . رشد(1384)
استفاده از طر ح های یاد گیری انفرادی نوع دیگری از راهبرد های یاد گیر ی انفرادی است .در این راهبرد که در چند کشور برای دانش آموزان دارای نیاز های خاص یا مشکلات یاد گیری استفاده شده است،معلمان برای دانش آموزان طر ح های یادگیری انفرادی مخصوص تدوین می کنند.این طرح ها اهدافی را که دانش آموزان قادر به دستیابی به آنها خواهند بود و ابزارهایی را که معلم می تواند با استفاده از آنهابه دانش آموزان در دستیابی به این اهداف کمک کند ، تعیین می کنند.این روش می تواند تمرینی بسیار مفید باشد ،اما باید چند نکته در نظر گرفته شود.اولا این فرایند به زمان وتلاش فراوان نیاز دارد واگر در مورد تمام دانش آموزان به کار گرفته شود ، به کارمند بیشتری نسبت به آنچه که در حال حاضردر مدارس معمول است ، احتیاج خواهد بود .ثانیاتمرکز بیش از حدبر طرح های انفرادی ممکن است برای دانش آموزانی که به برنامه درسی کامل وپربار دسترسی ندارند، زیانبار باشدونیز ممکن است اثرات احتمالی انتظارمنفی را تشدید کند.( همان منبع )
تقسیم کلاسها به چند گروه کوچک که درتکالیف متفاوت مشغول شوند نیز می تواند معلم را در مواجهه با تفاوتهای دانش آموزی یاری کند. این شیوه برخی از مشکلات آموزش انفرادی را حل می کند ،چرا که در این شیوه دانش آموزان اجازه دارند با یکدیگر تعامل کنند ومعلم امکان می یابد تا به نوبت برای گروههای مختلف تدریس کند وبه این نحو امکان برقراری تماسهای بیشتر بین معلم و دانش آموزان و بین خود دانش آموزان فراهم می شود .البته برنامه ای که در آن گروههای مختلف مشغول فعالیتهای متفاوت می شوند ،از نظر مدیریت کلاسی پیچیده است و معمولا باعث می شود که به زیان مدت یادگیری علمی ،زمان بیشتری صرف فعالیتهای عادی مدیریت کلاس شود .باز هم معلم در مقایسه با موقعیت تدریس برای کل کلاس تماس کمتری به تک تک دانش آموزان دارد .
در نهایت معلمان باید در جریان تدریس برای کل کلاس ،طبق عملکرد دانش آموزان در موضوع تدریس شده ،پرسشهای جداگانه برای آنها طرح کنند و در صورت امکان در قسمت تمرین کلاسی نیز تکالیف جداگانه برای دانش آموزان مختلف یا گروههای دانش آموزی مختلف تعیین نمایند . ( همان منبع )
آموزش برنامهاى(IP) : (( programmed instruction
این روش که اولین بار توسط اسکنیرمطرح شد ، باعث تقویت فوری می شود و آموزش خویشتن را برای فرد فراهم می نماید .
آموزش برنامه ای دارای سه نکته ضروری است :
1- 1- نظم متوالی موارد ،پرسش ها یا عبا راتی که از دانش آموزان می خواهند به آن جواب دهد .
2- 2- پاسخ دانش آموز :که ممکن است به شکل پر کردن جای خالی ،یاد آوری پاسخ به یک سوال انتخاب از بین مجمو عه ای از پاسخ ها باشد.
3-باز خورد فوری . پاسخ ، گاهی در داخل چار چوب برنامه ولی معمولا در مکانی متفاوت به صورت یک صفحه در جزوه های برنامه ریزی شده یا در یک جای خالی باشد .
آموزش برنامه ای برای انواع موضوعات از جمله زبان انگلیسی ، آمار ،جغرافیا و.... مور استفاده قرار گرفته است ودر سطوح مختلف پیش دبستانی تا دانشگاه به کار رفته است . برنامه ها دانش آموزان را به کشف مفاهیم و خلاقیت و مشکل کشایی رهنمون می کنند در این روش معلم نقش مشوق ،کمک کننده است واثر مثبت بر عزت نفس دانش آموزان می گذارد (بهرنگی، 1380 ) مراحل الگوی آموزش برنامه ای
در سال ۱۹۵۴، در زمينهٔ آموزش، نظريهٔ جديد و نويدبخشى پديد آمد. اسکينر در يک مقاله معروف با عنوان علم يادگيرى و هنر تدريس، اشکالات موجود تدريس و يادگيرى را در مدارس تحليل کرد و راه حل آن را پيشنهاد نمود. اسکينر در آزمايش با موشها و کبوترهايش به يافتههاى جديدى دست يافته بود و بر اساس همين يافتهها بود که آموزش برنامهاى را پيشنهاد کرد
آموزش برنامهاى يک نظام آموزش انفرادى است که کوشش مىکند يادگيرى را با نيازهاى شاگردان هماهنگ سازد. اين روش بر اساس مجموعهاى از هدفهاى رفتارى پىريزى شده است و در واقع، کاربردى است از روانشناسى يادگيری در تدريس. در اين روش، مواد آموزشى به واحدهايى کوچک تقسيم مىشود که چارچوب یا گام ناميده مىشود. در هر گام، تکليفى مشخص شده است که بايد از طريق انجام دادن آن به هدف رفتارى آن چارچوب دست يافت. اين گامها بر اساس دانش قبلى شاگرد تنظيم شده است، بهطورى که هر گام معلومات جديدى به معلومات قبلى شاگرد اضافه مىکند. گامها و مراحل آن بايد به گونهاى برنامهريزى شوند که شاگرد را به هدفهاى نهايى نزديک کنند. محاسن آموزش برنامهاى را در چند زمينه مىتوانيم مورد توجه قرار دهيم:
اولاً، در هر نوبت، توجه شاگرد بر مقدار کمى از مطالب مورد يادگيرى متمرکز مىشود؛
ثانياً، با فعال شدن شاگرد در پاسخگويى به هر سؤال، يادگيرى تسهيل مىشود؛
ثالثاً، شاگرد با دريافت فورى (بازخورد) تقويت مىشود يا مىتواند اشتباهات خود را اصلاح کند؛ سرانجام، در چنين روشي، شاگرد بر اساس توانايى و آهنگ يادگيرى خود به جلو مىرود. به منظور تهيه محتواى آموزش برنامهاي، ابتدا بايد هدفهاى يادگيرى به طور دقيق و صريح، تعريف و سپس در قالب مجموعهاى از تکاليف مرتبط به هم، تقسيم شوند. ارتباط گامها بايد بر پايهٔ ساخت طبقهبندى هدفهاى يادگيرى انجام گيرد.
از نظر تنظيم مطالب، آموزش برنامهاى را مىتوان به دو صورت خطى (linear program) يا شاخهاى (branching program) عرضه کرد .
از معایب این روش می توان به سه نکته اشاره کرد
1-این روش برای دانش آموزان خسته کننده است
2-دانش آموزان احساس کمبود پاداش های اجتماعی و بین گروهی از معلمان وهمکلا سی های خود را دارند
3-دانش آموزان در امتحان توان زیاد ندارند
(ایمانی ،محمد نقی،خانزادی ، خدیجه،رضائی ،میترا،روشها وفنون تدریس ،انتشارات تهران فرهنگ سبز)
يادگيرى تا حد تسلط (انفرادى)mastery learning))
یکی از فنون موفقیت آمیزدر امر یادگیری ،روش یادگیری تا حد تسلط است در طرح کلر اشاره شد شاگرد قبل از اينکه به پيشرفت خود ادامه دهد، بايد محتواى آموزشى را تا حد تسلط ياد گرفته باشد. نظريه يادگيرى در حد تسلط، توسط بلوم در سال ۱۹۶۸ و بلاک در سال ۱۹۷۱ مطرح شد. بر اساس اين نظريه، يادگيرى و پيشرفت تحصيلى فراگيران به طور وسيعى به زمان يادگيرى بستگى دارد. به عقيده کارول، شاخص اصلى استعداد تحصيلى شاگردان زمان است. بر اساس نظريه او، ميزان يادگيرى افراد طبق اين فرمول محاسبه مىشود: f =میزان یادگیری
بلوم و ديگران با طرح اين نظريه و با عنايت به دادن زمان لازم به شاگرد، انگيزش، کيفيت تدريس و توانايى فهم تدريس، يادگيرى و پيشرفت تحصيلى شاگردان را افزايش دادهاند. بلوم معتقد بود که فقط ۵ الى ۱۰ درصد از شاگردان يک کلاس نمىتوانند با وجود وقت کافي، نمره الف يا ب بدست آورند. به عقيده او، مهارت يادگيرى در حد تسلط بر مفهوم خود شاگردان اثر مىگذارد. در اين روش، شاگردان به کفايت و ارزش خود پى مىبرند و اطمينان حاصل مىکنند که داراى زمينههاى موفقيت هستند. شناخت مهارتهاى عمومى باعث تجديد قوا و ايجاد اعتماد و اطمينان از خود در شاگردان مىشود و اين عمل براى سلامت روحى شاگردان بسيار مؤثر است. بنابراين، يادگيرى در حد تسلط يکى از قوىترين منابع سلامت روحى است و اگر شاگردان با اين روش آموزش ببينند، کمتر به روشهاى درمانى و کمکدرمانى نياز خواهند داشت. ( اکبری ،فریدون. قاسم پور ،حسین .علیزاده ، فاطمه صغری، روش های نوین یاد دهی – ویاد گیری(1390)انتشارات فر تاب)
روش يادگيرى تا حد تسلط ارزش روشهاى تدريس خصوصى را بخوبى نشان مىدهد. اين روش ثابت مىکند که آموزش يک فرد به فرد ديگر باعث سازگارى و تطابق بيشتر فعاليتهاى آموزشى با نيازهاى شاگرد مىشود و معلم سعى مىکند روشهاى آموزشى خود را بر اساس تفاوتهاى فردى تنظيم کند. تشکيل جلسات با گروههاى کوچک، کتابهاى درسى جنبي، تدريس برنامهاى و بازىها و آموزش خصوصي، شاگرد را در درک مفاهيم آموزشى بسيار کمک مىکند. شباهت روش يادگيرى تا حد تسلط با طرح کلر در اين است که هر دو به تدريس خصوصى و ساير روشهاى آموزش فردى و مستقل توجه خاص دارند و اينگونه روشها را از نظر بازخورد و زمان تدريس، با روشهاى سنتى کاملاً متفاوت مىدانند. (همان منبع )
در روش یاد گیری تا حد تسلط شاگرد قبل از این به پیشرفت خود ادامه دهد .باید محتوای آموزشی را تا حد تسلط یاد گرفته باشد . زیرا تعدادی از صاحب نظران معتقدند که پیشرفت تحصیلی شاگردان تا حد زیادی با زمان یاد گیری بستگی دارد. (همان منبع )
در این روش ابتدا مطالب آموزشی از ساده به پیچیده تقسیم می شوند . سپس مطالب به شاگردان ارائه می شود و شاگردان به صورت انفرادی و قدم به قدم واحد ها را پی می گیرند . سپس از این واحد ها آنچه آموخته اند ارائه می شود اگر شاگردان بر واحد ها تسلط نداشته باشند ،می توانند آن واحد ها را تا حد تسلط بر مطالب تکرار کنند . از این الگو ها می توان برای شاگردان تیز هوش واستثنایی با مسائل عاطفی و ورزشکاران و فضا نوردان استفاده کرد .
(معنیان ، داود،روشها ومهارت های تدریس)
آموزش انفرادی
آموزش انفرادی یکی از روشهای تدریس غیر مستقیم می باشد بسیاری از روانشناسان تربیتی ومربیان آموزشی اعتقاد دارند که موقعبت یادگیری باید آن چنان سازماندهی شود که هر دانش آموز بر اساس توانا ییهای خود به فعالیت ویاد گیری بپردازد . برای نیل به چنین هدفی الگوی آموزشی انفرادی ،الگوی بسیار مناسبی است . زیرا در این الگو دانش آموزان بر حسب تواناییهایشان پیش می روند ومعلمان نیز وقت کمتری صرف تدریس وز مان بیشتری صرف رسیید گی به فرد فرد دانش آموزان می کنند
اگر آموزش انفرادی به طور صحیح استفاده شود روحیه استقلال طلبی دانش آموزان در اجرای پروژه های کوچک و بزرگ تقویت می شود
آموز ش انفرادی به معنای آموزش یک دانش آموز با یک معلم یا برنامه خاصی نیست. آموزش انفرادی ، ممکن است به صورت گروهی نیز انجام گیرد که در این صورت بهتر است گروهی از دانش آموزان که ویژگیهای مشترکی داررند تحت آموزش قرار گیرند. ( amouzgar.persianblog.com)
اهداف آموزش انفرادی
1- رعایت تفاوت های فردی:
اگر در کلاس تفاوتهای فردی در نظر گرفته نشود، خستگی، انزجار و تنفر از فعالیت آموزش تقویت خواهد شد.
2- رشد استقلال در عمل و یادگیری:
دانش آموزان در آموزش انفرادی روش آموختن مستقل می گیرند، یعنی یاد می گیرند که چگونه یاد بگیرند.
3- عادت به مطالعه:در این روش شاگردان معلومات بیشتری را کسب می کنند. کسب معلومات بیشتر، رضایت از فعالیت های آموزش را فراهم می کند و در اثر ادامه فعالیت شاگرد به مطالعه عادت می کند.
4- ایجاد مهارت در مطالعه: رابینسون روش SQ3R را پیشنهاد کرده است:
الف) مطالعه اجمالی: یعنی مطالعه عناوین و یادآوری ، اطلاعات گذشته. (Survey)
ب) سؤال : ایجاد سؤالهایی در ذهن، یعنی برگرداندن عناوین کتاب به سؤالهایی که احتمالاً پاسخ آنها باید داده شود.(question)
ج) مطالعه (خواندن): یعنی قرائت دقیق متن برای یافتن پاسخ سؤالات (read)
د) از برخواندن : یعنی تلاش برای یافتن پاسخ های دقیق تر موالات، بدون استفاده از کتاب.(rectie)
ه) بازنگری : یعنی مرور یادداشت ها و به یادآوردن نکات مهم (review)
5- مطالعه خود هدایت شده و مستقل :
هر گاه هدف های فعالیتهای آموزشی برای شاگردان با ارزش تر باشد، یادگیری بارزتر می شود و شاگردان را در انجام کار منظم تر می سازد، در این روش یاد می گیرد که خود کنترل باشد( amouzgar.persianblog.com)
منابع و ماخذ :
1- (بروس جویس ،مارشا ویل(1384)الگوهای تدریس ، ترجمه دکتر محمد رضا بهرنگی ،انتشارات کمال تربیت، ص341-342 )
2- (صفوی ، امان اله ،کلیات روشهاوفنون تدریس ،دفتر تحقیقات وبرنامه ریزی ، تهران )
3- (دانیل مویس،دیویدرینولدز،آموزش موثر، مترجمان . محمد علی بشارت .حمید شمسی پور. تهران . رشد(1384)
4- (ایمانی ،محمد نقی،خانزادی ، خدیجه،رضائی ،میترا،روشها وفنون تدریس ،انتشارات تهران فرهنگ سبز)
5- ( اکبری ،فریدون. قاسم پور ،حسین .علیزاده ، فاطمه صغری، روش های نوین یاد دهی – ویاد گیری(1390)انتشارات فر تاب)
6-(معنیان ، داود،روشها ومهارت های تدریس) (( NOOR MAGS.COM
(fononetadris.blogfa.com) amouzgar.persianblog.com))
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 18:18 توسط میر نجف غیبی
|
فوق لیسانس علوم تربیتی